6, May. 2025
خلاصهای از داستان من تا اینجا در یک صفحه
بعداً توضیح میدهم که چه کسی هستم. این صفحه فیسبوک داستان من را از سال ۲۰۱۵ روایت میکند. ① اگر میخواهید نبردها را ببینید، از محتوای FFXV گرفته تا کامن رایدر کابوتو لذت ببرید. ② اگر میخواهید
امکانات دیجیتال را بدانید، دیجیتال را بررسی کنید. ③ اگر میخواهید آینده را ببینید، ۲۰۳۰ - همکاری پرادا و اپل را بررسی کنید. در پایان سلام و احوالپرسیام، دو نامه اضافه میکنم. یکی برای کمک به
دختر است. دیگری برای تو.
نامهای به دختری زیبا که هر هزاره یک بار ظاهر میشود
نام پدر کامن رایدر کابوتو در بازی، سوچی، نام پدربزرگ من است. نام بازیگر پدر کامن رایدر کابوتو، تسویوشی، نام پدر من است. نام خانوادگی پدری من قبل از ازدواج هیروتا است. سی و دومین نخست وزیر ژاپن،
هیروتا کوکی، عموی بزرگ من است. نام بازیگر در سریال کامن رایدر کابوتو، میزوشیما هیرو، و نام من، یونشیما هیرو، بسیار شبیه به هم هستند. نام بازیگر خواهر شوهر کامن رایدر کابوتو، ناتسومی، و نام برادر
شوهر او، ناتسوئو، بسیار شبیه به هم هستند. من بازیگر نیستم، اما شما را به عنوان یک خواهر میشناسم. هر طور که دوست دارید.
در ژاپن، موارد زیادی از ناپدید شدن افراد پس از استفاده از جراحی پلاستیک برای ایجاد کرمهای شبیه به هم وجود داشته است. امیدوارم ۱۲۰،۰۰۰،۰۰۰ نفر از مردم ژاپن و ۷،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰ نفر از مردم جهان مراقب
این کودک باشند.
من همچنین بین کمک به دیگران و احساسات عاشقانه تفاوت قائل هستم. من به شما احساسات عاشقانه ندارم.
هیوری، فقط با جریان همراه شو. حتی چیزهای دردناک هم بعداً معنا پیدا میکنند، درست مثل من و شاهزاده فردیناند.
تقریباً ۱۰ سال پیش، تو هنوز نوجوان بودی که من دختری جذاب با عینک آفتابی، چهرهای زیبا و چهرهای شبیه تو را در کافه ولوسِ (CAFÉ de
CRIÉ) که اکنون دیگر وجود ندارد، نزدیک TBS در آکاساکا دیدم.
حالا تو یک بزرگسال کامل هستی.
از حالا به بعد، من از فاصلهای کمی مراقب تو خواهم بود.
هیوری، نترس—خودت را آماده کن.
نامهای به شما
من نزدیک به ۱۰ سال است که با خانواده امپراتوری فعلی ژاپن در تضاد هستم. این خانواده امپراتوری توسط خاندانهای ساتسوما و چوشو در طول دوره بازسازی میجی ایجاد شد. این یک تاریخ گسسته است. فقط کسانی که
از آن آگاه هستند میدانند من چه کسی هستم. من حدود ۱۰ سال است که به رد پیشنهادهای ازدواج، حتی به خانواده امپراتوری (خانواده شاهزاده آکیشینو)، ادامه میدهم.
مردم متولد میشوند و رقابت میکنند. در بسیاری از موارد، مردم آرزوی قدرت دارند. در شرکتها و سازمانها، مسابقهای برای ارتقاء وجود دارد و سیاستمداران آرزوی فرماندار یا نخست وزیر شدن را دارند.
رسماً، بالاترین مقام در ژاپن نخست وزیر است. اما سوال این است که آنها پس از نخست وزیر شدن چه میخواهند/میتوانند انجام دهند/انجام دهند. در داخل کشور، قرار است نخست وزیر با مقامات مرکزی (خانواده
امپراتوری/اشراف)، بوروکراتها، دادستانها/پلیس، قوه قضائیه، مقامات محلی، زایباتسو/اتحادهای تجاری، مذهب/ادیان فرقهای و گروههای تبهکار/دنیای زیرزمینی سازمانیافته سر و کار داشته باشد. در واقعیت،
نخست وزیر با این گروهها همدست است و این کشور را به یک کشور فرقهای تبدیل کرده است که قادر به چیزی جز فساد و پنهانکاری نیست.
و در این کشور، که توسط پایگاههای نظامی ایالات متحده احاطه شده است، از نخست وزیر انتظار میرود که با ایالات متحده، ارتش ایالات متحده و سازمان سیا سر و کار داشته باشد. در فاصله یک کیلومتری از محل
اقامت موقت من، هتل نیو سانو در هیرو قرار دارد، جایی که کمیته مشترک ژاپن و ایالات متحده جلسات خود را برگزار میکند. نخست وزیر واقعی مطیع این گروهها است و ژاپن یک کشور دست نشانده ملت پیروز است. من
هم با پرسنل نظامی ایالات متحده و هم با چهرههای شبیه سیا ملاقات کردهام و میدانم که اگر قرار است با آنها سر و کار داشته باشید، حداقل باید تیراندازی با اسلحه کمری را تمرین کنید. با این حال، اگر
ارتش آمریکا در ژاپن حملهای را آغاز کند، بدون حمایت مردم نمیتوانید در مقابل آنها بایستید.
من با یک والد مجرد بزرگ شدم، اما دوران نوجوانیام را با خوشحالی و حمایت پدر و نامادریام گذراندم. با این حال، وقتی 20 ساله بودم، زلزله بزرگ شرق ژاپن رخ داد و دولت از کنترل خارج شد. هرگز تصور
نمیکردم که از اواسط دهه بیست زندگیام به بعد، با کشوری که در آن متولد و بزرگ شدهام، بجنگم. اکنون در دهه سی زندگیام، به لذت بردن از زندگی، صرف نظر از شرایط، اعتقاد دارم. زندگی برای لذت بردن
است، لذت بردن از شادی و غم، درست مانند یک نوشیدنی در یک بار.
تعداد ژاپنیهایی که به خارج از کشور مهاجرت میکنند، در بالاترین حد خود قرار دارد. حاکمان این کشور به اشتباه معتقدند که 120،000،000 نفر از مردم ژاپن قادر به انجام هیچ کاری نیستند، اما باید این
کشور را ترک کنند. آنها میتوانند پس از تأسیس یک کشور جدید، بازگردند. قویترینها وقتی رها شوند، شکست میخورند.
اگرچه دولت از کنترل خارج شده، کشور به یک مذهب فرقهای آلوده شده و کشور تا حد امکان شیطانی است، اما گزینهای برای تحمل و زنده ماندن در این کشور تا زمان تأسیس یک کشور جدید وجود دارد. با این حال، در
شرایط فعلی که به نظر میرسد کشور در حال نابودی شهروندان خود است، نمیتوانم از ۱۲۰ میلیون نفر ژاپنی بخواهم که در این کشور دوام بیاورند.
ژاپن ممکن است حتی بیشتر به سمت فروپاشی پیش برود. به همین دلیل بهتر است مهاجرت را در نظر بگیرید و برای زنده ماندن در داخل و خارج از کشور آماده شوید. اگر ۱۲۰ میلیون نفر ژاپنی میتوانند خوشحال
باشند، بهتر است به این کشور پایان داده شود.
اگرچه ژاپن پس از جنگ جهانی دوم مستعمره بالفعل ایالات متحده بود، ایالات متحده در حال فروپاشی است. و حاکمیت این کشور باید متعلق به همه ۱۲۰ میلیون نفر ژاپنی باشد. از زمان زلزله بزرگ شرق ژاپن، دولت
دیوانه شده و اتفاقات وحشتناک بیشماری در این کشور رخ داده است. انفجار نیروگاه هستهای فوکوشیما و حمایت از غذا خوردن. واکسن کووید-۱۹ و آسیبهای ناشی از واکسن. بالاترین تعداد خودکشی و مفقودی در
جهان. ۱۲۰ میلیون نفر ژاپنی عملاً رها شدهاند. آیا همه ما رفیق نیستیم و زخمهای یکسانی داریم؟ من منبع اطلاعاتی ژاپن یا هیچ کشور دیگری نیستم. این بدان معناست که به اطلاعات دقیقی دسترسی ندارم.
بنابراین، استدلالهای من ممکن است حاوی اشتباهاتی باشد. اما احساسات من برای ۱۲۰ میلیون نفر ژاپنی هرگز تغییر نخواهد کرد. همه ما رفیق هستیم و زخمهای یکسانی داریم.
من زندگیام را با کمک بسیاری از مردم میگذرانم. میخواهم از این فرصت برای ستایش و تشکر از آنها استفاده کنم. پدرم در نامهای که از موزههای واتیکان برای من فرستاد، نوشت: "امیدوارم از کمک بسیاری از
مردم در زندگیات سپاسگزار باشی." من هم روزی خواهم مرد. تا آن زمان، و حتی پس از مرگم، میخواهم زندگیای داشته باشم که در آن بتوانم به بیشترین تعداد ممکن از مردم آنچه را که به من دادهاند، پس بدهم.
متشکرم، پدر.